تبليغاتX
touba

نقطه

تو می دانی نقطه چیست!

و من کمتر از آن کس که بیشتر می داند.

ماجرای یک آغاز در انتهایی سرد

ردپايی روی برف و درختانی دور و پرنده ای دورتر

"تقصیر چشم انداز نیست که دیگر فراتر از نوک بینی، هیچ نمی بینیم"

اما سوراخ های بینی ام وقتی شرمنده می شوند، پشت دستمال نقطه می گذارند

و عینکم که سالهاست روی چشم هایم خوابیده

هیچ تقصیری ندارد.

ما میلیون ها نقطه هستیم

و حاصل برخورد دو نقطه در داستان های یکی بود یکی نبود

با نقطه ی سیاهی که به خانه اش نرسید و کلاغ شد!

و کلاغ تر از همه تنهایی ست

پس دلت را به صابون بزن

و در سردی آب حوض بشور

تا خواب زده شوی و برگردی به نقطه ی اول

شاید کلاغ، خواب عینک طلایی تو را می بیند

که هنوز نخریده ای ...

ببخشید، نقطه را گم کرده ام در خياباني شلوغ

آن وقت كه در جستجوی میداني مدرن بود

برگرد

بايد از جاي ديگري شروع كرد

این نقطه، این هم میدان!

نقطه نظراتتان را به محل نگهداری نقطه های گم شده پست کنید.

+ نوشته شده در  2009/2/3ساعت 10:24  توسط touba  | 

سر ریز های ذهن

..............................................

دیدار خاموش با یک چای که مال تو نیست

با دستانش مهربانم، با گل هایش همینطور

کِی عاشقانه چای را می نگری

و دزدانه مرا

بگذارید مخفی شوم از نگاه

نه .. من با مهربانی دست نمی دهم.

..............................................

سرم را تکان می دهم

و می گویم : پرید

عشق را معنی نمی کنم

دوست داشتنت را نمی خواهم

اما دوست داشتنم پرید

و زردی ام نشانه ی دیوانگی ست.

از من فاصله بگیر!

..............................................

حالا که راحتم

تو دور نشو!

درست است تمام شده

اما معجزه ها کم نیستند

عصایت را کجا گم کرده ای!

..............................................

... هیچ نگفتی و باران نگاهت را بر چشمانم باریدی

وقتی از خواب پریدم

بالشم بوی دلتنگی می داد.

..............................................

دلم می خواهد نقطه بگذارم

و تمامش کنم

اماا هنوز چیزهای بسیاری هست که دوستشان دارم

تو، باران و بهار

..............................................

از بهترین روز زندگی ام

هیچ ساعتی نگذشته است

اما مثنوی ثانیه هایم

تیک تاک را برای تو قافیه می کنند.

..............................................

وقتی کسی نیست

خالی ام!

و تو از پشت شیشه

اندوه مرا می بوسی

زل زده ام به تردید

شاید شیشه ها شکسته شوند

و من یقین تو را

از بوسه پر کنم

..............................................



+ نوشته شده در  2009/1/13ساعت 17:14  توسط touba  | 

بي جوابي (پيرامون مباحث انسانشناسي)

آلبرت انيشتين مي گويد: مسائل را در همان سطح آگاهي كه به وجود آمده است نمي توان حل كرد. و به راستي ميزان آگاهي ما انسان ها از خودمان چقدر است؟ چرا در دالان هاي نا مفهوم بي جوابي وا مانده ايم و از مأمن موقت بسياري پاسخ ها رانده شده ايم و آگاهي ما از زمان و مكان تعريف اكنون و اينجا است، خودمان را چطور محصور نكنيم؟...

 

رهاتر از حیات

نه نو آورم، نه نوبر، نه متن می نویسم و نه مقاله

فقط با اندیشه ی رهایی، گاهی به تفریح می روم

رهاتر از حیات، در مرتبه ی جدید

قدم می زنم در جاده ی جاودان شخصی روح

و ابهام ایده ها، باز هم چشم اندازی تکراری هستند.

پس خودم را در آینده طرح می کنم.

و در انتخاب، خودم را بر می گزینم

و حالا خودم هستم و حصاری دارم که کوچک نیست

بی قراری ام را در دو راهی عقل و احساس

به رهگذران ارزان فروخته ام

و حالا بر قرارم...

کوچکتر از خودم هستم و بزرگتر از خدا

و رها تر از حیات!

به من سنگ پرانی نکنید!

+ نوشته شده در  2009/1/5ساعت 9:21  توسط touba  | 

جنبش ها و سبك هاي هنري

  اکسپرسیونیسم انتزاعی

   جنبش هنری آمریكایی مربوط به دهه 40 كه بر اهمیت  به كار گیری رنگ و فرم به شیوه ای غیر نمایشی تا كید داشت. جكسون پالاك از بنیان گذاران این تحول تكنیكی است  كه با پاشیدن مستقیم لكه های رنگی بر بوم  سعی در ارایه   حالات نیمه خودآگاه ونگاه  های درونی خود در واقعیت داشت.



   Art Decoآرت دكو

   سبكی هنری مربوط به دهه 1920 كه از مشخصه های آن استفا ده از فرم های شكسته و منحنی و به كار گیری تزئینات تجسمی و رنگین  بود. ساختمان كرایسلر در نیویورك ارز نمونه های اصلی این هنر در معماری است .

   

   آرت نوو

   سبكی هنری  مربوط به دهه آخر قرن نوزدهم  مشتمل بر  معماری  هنر های گرافیك و دكوراسیون داخل . این هنر با فرم های پیچشی و خطوط برجسته وساختاری نامتقارن همراه است .برخی منتقدین این سبك هنری را نقطه آغازین معماری مدرن می دانند.  .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/1/29ساعت 17:5  توسط touba  | 

لند آرت، آثار كریستو



كریستو (متولد1935) یكی از مشهورترین هنرمندانی است كه پروژه‌هایش در حیطه لندآرت شهرت فراوان یافته است. پروژه‌های لنداسكیپ او مانند ’’ساحل پیچان‘‘ در 1969، ’’ پرده دره‘‘ در 1973، ’’حصار فرار‘‘، در1972، ’’ جزایر احاطه شده‘‘ در 1983 و ’’ چترها‘‘ در 1991 در شهرت یافتن هنر لندآرت نقش تعیین كننده داشته‌اند. با این حال در دوره‌های تاریخ هنر، وی بیشتر، بعنوان مروج رئالیسم نو معرفی شده است و جلوه های هنری پیچیده‌ای كه به نمایش گذاشته، اكثرا تصادفی یا بومی هستند. پروژه‌های كریستو، موضوعات جدیدی خلق نمي‌كنند. او بیشتر از فرمهای موجود استفاده مي‌كند و با پیچاندن آنها، در بافتشان تغییراتی می دهد. هدف كریستو قابل رویت ساختن نامرئي‌هاست. جذابیت كارهای او بیشتر ناشی از اعتقاد او به تغییرپذیری دنیاست.
حصار فرار،’’Running fence ‘‘
حصار فرار،’’Running fence ‘‘، پروژه معروف كریستو است كه در سال 1976 تكمیل شد. این پروژه یك پرده نایلونی سفید بود كه با 18 فوت ارتفاع و 5/24 مایل درازا، در10 سپتامبر 1976 از ایالات مرین تا اقیانوس آرام كشیده شد. این دیوار پارچه‌ای، با دور زدن تپه‌ها، عبور از زمینهای شخصی، وسط جاده، زمین نظامی و حتی داخل دریا در خلیج كوچك ’’بودگا‘‘، در اقیانوس آرام به پایان مي‌رسید. تمام هزینه این كار هنری، توسط كریستو از طریق فروش مطالعات و طرحهای اولیه‌اش فراهم شد. حصار فرار شامل 160000 متر پرده نایلونی سفید و سنگین است كه در خاك به عمق 1 متر نفوذ كرده بود. هیچ گونه ملاتی در نصب آن استفاده نشد، اما ستونهایی از پهلو، آن را تقویت مي‌كردند. پروژه از دو جهت حائز اهمیت بود:
1- نشان دادن توپوگرافی كالیفرنیا و لنداسكیپ تپه‌های هموار.
2- سازماندهی برای انجام پروژه که شامل
- شرایط برخورد با محیط
- توافق با صاحبان زمین
- نشان دادن اثر متقابل انسان و لنداسكیپ بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/1/29ساعت 16:48  توسط touba  | 

درباره هنر مدرن

مقاله " درباره هنر مدرن" پال کله در سال 1945 ، بيست سال پس از سخنرانی وی منتشر شد. به همين دليل اين مقاله به اندازه " (1925)Pedagogical Sketch book ، مشهورترين اثر وی، همه گير نشد.

        کله (1940-1879) در سوئيس متولد شد و در 1898 برای تحصيل در رشته هنر به مونيخ رفت. اگرچه کله و کاندينسکی سالها در "باواريا" زندگی می کردند اما بنظر می رسد با يکديگر آشنايی ندا  شتند. آنها سرانجام در سال 1911 با يکديگر ملاقات کردند و کله سال بعد در دومين نمايشگاه بلاريته شرکت کرد. رويداد مهم ديگر ملاقات وی با ربردلنه در سال 1912 بود. کله مقاله وی درباره نور را ترجمه کرد و اين مقاله در ژانويه 1913 در ماهنامه " دراستروم " منتشر شد. در اين زمان پرداختن بيشتر وی به مقوله رنگ، در کنار توانايی شکوفای گرافيکی اش، او را به شهرت رساند.

        وی در 1920 کتاب Creative Credo را تاٌ ليف کرد. سال بعد به باهاس رفت و در آنجا همکاری مجدد وی با کاندينسکی آغاز شد. کتاب Pedagogical Sketch book او که مستقيماً برگرفته از تجربيات او از تدريس است همانند کتاب Point and line to plane کاندينسکی در باهاس منتشر شد. اين کتاب مجموعه ای از عقايد بحث برانگيز درباره اشکال و دياگرامهای خطی است.




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/1/29ساعت 16:11  توسط touba  | 


ژان (هانس) آرپ (1887-1966):


" يگانه هنرمند بزرگي که از صفوف داداي زوريخ برخاست هانس آرپ هنرمند آلزاسي بود.آرپ در استراسبورگ که آن زمان از شهر هاي آلمان به شمار مي رفت ولي بعد ها به فرانسه برگردانده شد ، چشم به جهان گشود.در سراسر عمرش اشعار بسيار شيوا و ممتاز مي سرود.ناسازگاري بين آموزش رسمي او و نقاشي هايي که در نظرش معتبر مي نمودند ، نوعي عدم اطمينان در او پديد آورد. انتزاعي که وي نهايتا بدان روي آورد ، بر طبيعت و شکل هاي زنده طبيعي استوار بود.آرپ مدت زماني بس طولاني صرف پيدا کردن راه خويش کرد.از آنجا که وي بسياري از نقاشي هاي متعلق به دوره پيش از 1915 خويش را نابود کرد ، رديابي مسير تلاش هاي وي بسيار دشوار است.او به آزمايشگري با انتزاع هندسي مبتني بر کوبيسم روي آورد؛در سال 1915 که به زوريخ آمده بود با استفاده از بيشترين حد توانايي انگشتانش طراحي هاي خطي و کولاژ هايي آفريد که شکل هايشان بر گرفته از برگ ها و حشرات يا جانوران هستند.ولي در اصل چيزي جز انتزاع نبودند.اعتقاد آرپ به واقعيت متافيزيکي اشياء و نفس زندگي نيز ذر اين د.ره شکل گرفت.شايد آنچه او را از نقاشي به کولاژ و سپس به نقش برجسته و پيکر تراشي نقش برجست? همه جانبي هدايت کرد همين علاقه اش به بيان واقعيت خويش به عيني ترين يا ملموس ترين شکل ممکن يا به شکل يک انتزاع زنده بوده باشد.مدت زماني در سالهاي 1920-1929 هر دايره اي در آثار آرپ ، در هر زمينه اي که ظاهر مي شد جاي ناف را مي گرفت.(نيمتنه ،ناف 1920-ميز کوهستاني بر ناف لنگر انداخته است )آرپ در پيکره هايي آزاد ايستاده مفرغين يا مرمريني که بعد ها ساخت القاي خاصيت سر يا نيمتنه را مکررا آشکار ساخت.(تنديس آبزي) "

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/1/29ساعت 14:2  توسط touba  |